محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

47

عرفان الحق ( فارسى )

علمم عين عيان است ، و عيانم مصدق بيان ، و بيانم حقائق را برهان . و در عالم توحيد كه اشياء را در علم خود ثابت ديد و خط به نقطه رسيد و كثرات بجمع وحدت راجع گرديد فرمود : انا علم الله و انا النقطة تحت الباء ( 72 ) . و در مقام اسماء كه سرحد امكان است و ساحل بحر يزدان به حكم و له الاسماء الحسنى ( 73 ) فرمود : انا اسم الله الاعظم و صفات الله الاقدم أنا اول الاشياء و آخر الاشياء أنا محمد و محمد أنا ( 74 ) . و در مقام وصول بلا اتحاد و حلول فرمود : انا المعنى الذى لا يقع عليه اسم و لا شبه ( 75 ) هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد . بايزيد تأسى بسلطان اهل تجريد نمود . ليس فى جبتى سوى الله ( 76 ) طامات نبود . اگر تو را ذوق اين حال نيست و ادراك اين معانى ، اقلا به دانش خود مغرور مباش و در ابطال رجال ساعى و مسرور . در اين شهد كه بخوردنش مايلى سم قاتل است احتياط كن . اگر هم باور ندارى و ابطال اهل حال را بر خود واجب مىشمارى اقلا بىغرض باش كه در بىغرضى راه است و عالم مبغض يا عامل مغرض داخل كاذبين على الله ( 77 ) . سنائى گويد : هرچه باشد جز هوا آن دين بود بر جان نشان * هرچه باشد جز خدا آن بت بود درهم شكن اگر كلام حق را باغراض طبيعت و هواى نفس گوئى تو را اجرى نيست بلكه مشركى و اگر در باطلى بىغرض باشى بر خداست كه تو را به حق بينا كند و از ناحق رهائى دهد . اصل اخلاص است و ارباب اخلاص را در بساط قرب اختصاص . و اخلاص ترك